خام نبودهام ولي، خام نمودهاي مرا
عاشق بي قرار خود، نام نمودهاي مرا
ياد تو در خيال من، چشم تو در مقابلم
وه كه براي خاطرت، دام نمودهاي مرا
شور به پاي مي كني، شاعر هر ترانهام!
شادي من براي تو، كام نمودهاي مرا
جز تو و ياد خاطرت، بر دل من نميرود
مرغك وحشيي بُدم، رام نمودهاي مرا
باز به عزم ديدنت – راحت روح خستهام-
آمدم و به ياد خود، گام نمودهاي مرا

نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه نوزدهم آذر 1387
|